
در صورت لحاظ کردن قوانین و آیین نامه های مناسب ساختمانی و همچنین طرح و اجرای درست می توان از مصالح بنایی مسلح برای اجرای دیوارهای حائل در مقابل فشار جانبی خاک بهره برد. در صورت طرح و اجرای درست این دیوارها می توان از آنها به دلیل تنوع در شکل ابعاد و رنگ علاوه بر اجرای سازه کارآمد به عنوان یک عنصر معماری نیز استفاده نمود.
دیوار حائل از نظر عملکردی به دو دسته متفاوت تقسم می شوند
دیوارهایی که خود را با نشست های محیط میزبان هماهنگ نمی نمایند.
انواع دیوارهای حایل صلب از لحاظ نوع مصالح و المان های مقاوم:

دیوارهایی که خود را با نشست های محیط میزبان هماهنگ می نمایند.
منبع
در صورت لحاظ کردن قوانین و آیین نامه های مناسب ساختمانی و همچنین طرح و اجرای درست می توان از مصالح بنایی مسلح برای اجرای دیوارهای حائل در مقابل فشار جانبی خاک بهره برد. در صورت طرح و اجرای درست این دیوارها می توان از آنها به دلیل تنوع در شکل ابعاد و رنگ علاوه بر اجرای سازه کارآمد به عنوان یک عنصر معماری نیز استفاده نمود.
دیوار حائل از نظر عملکردی به دو دسته متفاوت تقسم می شوند
دیوارهایی که خود را با نشست های محیط میزبان هماهنگ نمی نمایند.
انواع دیوارهای حایل صلب از لحاظ نوع مصالح و المان های مقاوم:

دیوارهایی که خود را با نشست های محیط میزبان هماهنگ می نمایند.
منبع

منبع:
سبزسازه
عضو پیشساختهای است که جنس آن فلزی یا بتنی میباشد که در دو نوع خرپایی و پیش تنیده تولید میشود و در دو مرحله تحت اثر نیرو قرار میگیرد.
الف) مرحله اول: تیرچه باید به تنهایی قادر به تحمل بار ناشی از وزن خود در هنگام حمل و نقل و همچنین بار مرده سقف در زمان اجرای سقف میباشد.
ب) مرحله دوم: پس از حصول مقاومت بتن پوششی، تکیهگاه های موقت برداشته میشوند و تیرچه به عنوان عضو کششی مقطع باید قادر به تحمل نیرو باشد.
برای پر کردن فضای خالی بین تیرچهها از بلوکهای سفالی، بتنی و یا پلی استایرن (یونولیت) استفاده میشود که صرفاً برای پر کردن فاصله بین تیرچهها (حذف بتن در ناحیهی کششی سقف) است و نقش سازه ای ندارند.
جهت جلوگیری از ورود بتن به داخل بلوکه ها، هدر رفتن بتن و سنگین شدن سقف، میبایست سوراخ های ابتدا و انتهای تیرچه را با نایلون پر کنند. امروزه بیشتر از یونولیت جهت پر کردن فاصله بین دو تیرچه استفاده میشود؛ زیرا سبب کاهش وزن، افزایش سرعت اجرا و کاهش هدر رفت مصالح میشود.
با توجه به تغییرات دمای بتن پس از خشک شدن و همچنین برای تحمل تنشهای کششی ناشی از منقبض شدن (جمع شدن یا افت) بتن که منجر به ترک خوردن سطح پوشش بتن میشود، قبل از بتن ریزی روی سطح تیرچه ها در دو جهت عمود بر هم، میلگردهایی را قرار میدهند که حداکثر فاصله بین دو میلگرد 25 سانتیمتر است.
میلگرد بالایی تیرچه در صورتی که در 5 سانتی متری بالایی تیرچه قرار گیرد به عنوان میلگرد افت و حرارت در نظر گرفته میشود. این میلگرد ها تنها مختص سقف تیرچه بلوک نیستند به طور مثال در مقاله آرماتور گذاری دال بتنی به میلگرد های افت و حرارت موجود در دال اشاره می کنیم.
بتنی با ضخامت حداقل 5 سانتیمتر پس از جای گذاری تیرچهها، بلوکها و میگرد های حرارتی ریخته شده و پس از سخت شدن بتن آن ضمن انتقال بارهای ثقلی، مانند یک دیوار برشی افقی عمل میکند. در واقع این دیوار برشی افقی 5 سانتی عملکرد دیافراگمی سقف را تحت نیروهای لرزهای تأمین میکند.
در طراحی سقف تیرچه بلوک، فرض طراح بر این است که تکیهگاه تیرچهها به صورت تکیهگاه ساده و تیرچهها دارای اتصال مفصلی با تیرهای سازه ای هستند که منجر میشود لنگر در ابتدا و انتهای تیرچه ها صفر باشد.
ولی برخلاف فرض منظور شده، با توجه به شرایط اجرایی تیرچهها (محصور شدن آن در داخل بتن تیر)، تیرچه ها در ابتدا و انتهای خود دارای اندکی گیرداری هستند (اتصال مفصلی کامل نیست)؛ لذا مقدار 15% لنگر وسط دهانه تیرچه را به عنوان لنگر انتهایی در تکیه گاه را در نظر میگیرند.
در نتیجه از یک میلگرد هم سایز با میلگرد فوقانی تیرچه که طول آن یک پنجم دهانهی آزاد تیرچه است، از تکیه گاه به طرف داخل دهانه برای تحمل لنگرهای منفی ِ تکیهگاهی در دو سر تیرچه قرار میدهند. به این میلگرد، میلگرد ممان منفی تیرچه یا در اصطلاح کارگاهی سر تیرچه گفته میشود.
برای تأمین تکیهگاه بلوک و نیز پرهیز از قالب بندی قسمت زیرین در موقع اجرا و همچنین به منظور پوشش میلگردهای پایینی تیرچه، بتن پاشنه تیرچه در کارگاه تولید آن ریخته میشود. حداقل عیار بتن پاشنه سقف تیرچه بلوک 350 کیلوگرم سیمان در مترمکعب میباشد.
برای جلوگیری از پیچش تیرهای T و برای توزیع یکنواخت بار روی تیرچه و بلوک و در محلهایی که بار منفرد موجود است، کلاف میانی در جهت عمود بر تیرچهها تعبیه میشود. کلاف میانی یا شناژ مخفی بهمنظور تأمین انسجام، یکپارچه عمل کردن و صلبیت سقف اجرا میشود.
یکی از کاربردهای مهم این کلاف، کاهش قابل ملاحظه لرزش این سقف هنگام راه رفتن، دویدن و… است. حداقل عرض کلاف میانی، برابر عرض بتن پاشنه تیرچه و ارتفاع آن برابر ارتفاع سقف است. مطابق نشریه 543 دفتر نظام فنی اجرایی در سقف تیرچه بلوک برای دهانه کمتر از 4m و بار زنده سقف کمتر از 350kg/cm² به کلاف میانی نیازی نیست.
-اگر LL ≤350kg/cm² و L ≥4m یک کلاف میانی
-اگر LL ≥350kg/cm² و L=4~7m دو کلاف میانی
-اگر L ≥7m سه کلاف میانی
منبع:
سبزسازه
عضو پیشساختهای است که جنس آن فلزی یا بتنی میباشد که در دو نوع خرپایی و پیش تنیده تولید میشود و در دو مرحله تحت اثر نیرو قرار میگیرد.
الف) مرحله اول: تیرچه باید به تنهایی قادر به تحمل بار ناشی از وزن خود در هنگام حمل و نقل و همچنین بار مرده سقف در زمان اجرای سقف میباشد.
ب) مرحله دوم: پس از حصول مقاومت بتن پوششی، تکیهگاه های موقت برداشته میشوند و تیرچه به عنوان عضو کششی مقطع باید قادر به تحمل نیرو باشد.
برای پر کردن فضای خالی بین تیرچهها از بلوکهای سفالی، بتنی و یا پلی استایرن (یونولیت) استفاده میشود که صرفاً برای پر کردن فاصله بین تیرچهها (حذف بتن در ناحیهی کششی سقف) است و نقش سازه ای ندارند.
جهت جلوگیری از ورود بتن به داخل بلوکه ها، هدر رفتن بتن و سنگین شدن سقف، میبایست سوراخ های ابتدا و انتهای تیرچه را با نایلون پر کنند. امروزه بیشتر از یونولیت جهت پر کردن فاصله بین دو تیرچه استفاده میشود؛ زیرا سبب کاهش وزن، افزایش سرعت اجرا و کاهش هدر رفت مصالح میشود.
با توجه به تغییرات دمای بتن پس از خشک شدن و همچنین برای تحمل تنشهای کششی ناشی از منقبض شدن (جمع شدن یا افت) بتن که منجر به ترک خوردن سطح پوشش بتن میشود، قبل از بتن ریزی روی سطح تیرچه ها در دو جهت عمود بر هم، میلگردهایی را قرار میدهند که حداکثر فاصله بین دو میلگرد 25 سانتیمتر است.
میلگرد بالایی تیرچه در صورتی که در 5 سانتی متری بالایی تیرچه قرار گیرد به عنوان میلگرد افت و حرارت در نظر گرفته میشود. این میلگرد ها تنها مختص سقف تیرچه بلوک نیستند به طور مثال در مقاله آرماتور گذاری دال بتنی به میلگرد های افت و حرارت موجود در دال اشاره می کنیم.
بتنی با ضخامت حداقل 5 سانتیمتر پس از جای گذاری تیرچهها، بلوکها و میگرد های حرارتی ریخته شده و پس از سخت شدن بتن آن ضمن انتقال بارهای ثقلی، مانند یک دیوار برشی افقی عمل میکند. در واقع این دیوار برشی افقی 5 سانتی عملکرد دیافراگمی سقف را تحت نیروهای لرزهای تأمین میکند.
در طراحی سقف تیرچه بلوک، فرض طراح بر این است که تکیهگاه تیرچهها به صورت تکیهگاه ساده و تیرچهها دارای اتصال مفصلی با تیرهای سازه ای هستند که منجر میشود لنگر در ابتدا و انتهای تیرچه ها صفر باشد.
ولی برخلاف فرض منظور شده، با توجه به شرایط اجرایی تیرچهها (محصور شدن آن در داخل بتن تیر)، تیرچه ها در ابتدا و انتهای خود دارای اندکی گیرداری هستند (اتصال مفصلی کامل نیست)؛ لذا مقدار 15% لنگر وسط دهانه تیرچه را به عنوان لنگر انتهایی در تکیه گاه را در نظر میگیرند.
در نتیجه از یک میلگرد هم سایز با میلگرد فوقانی تیرچه که طول آن یک پنجم دهانهی آزاد تیرچه است، از تکیه گاه به طرف داخل دهانه برای تحمل لنگرهای منفی ِ تکیهگاهی در دو سر تیرچه قرار میدهند. به این میلگرد، میلگرد ممان منفی تیرچه یا در اصطلاح کارگاهی سر تیرچه گفته میشود.
برای تأمین تکیهگاه بلوک و نیز پرهیز از قالب بندی قسمت زیرین در موقع اجرا و همچنین به منظور پوشش میلگردهای پایینی تیرچه، بتن پاشنه تیرچه در کارگاه تولید آن ریخته میشود. حداقل عیار بتن پاشنه سقف تیرچه بلوک 350 کیلوگرم سیمان در مترمکعب میباشد.
برای جلوگیری از پیچش تیرهای T و برای توزیع یکنواخت بار روی تیرچه و بلوک و در محلهایی که بار منفرد موجود است، کلاف میانی در جهت عمود بر تیرچهها تعبیه میشود. کلاف میانی یا شناژ مخفی بهمنظور تأمین انسجام، یکپارچه عمل کردن و صلبیت سقف اجرا میشود.
یکی از کاربردهای مهم این کلاف، کاهش قابل ملاحظه لرزش این سقف هنگام راه رفتن، دویدن و… است. حداقل عرض کلاف میانی، برابر عرض بتن پاشنه تیرچه و ارتفاع آن برابر ارتفاع سقف است. مطابق نشریه 543 دفتر نظام فنی اجرایی در سقف تیرچه بلوک برای دهانه کمتر از 4m و بار زنده سقف کمتر از 350kg/cm² به کلاف میانی نیازی نیست.
-اگر LL ≤350kg/cm² و L ≥4m یک کلاف میانی
-اگر LL ≥350kg/cm² و L=4~7m دو کلاف میانی
-اگر L ≥7m سه کلاف میانی
منبع:
سبزسازه
عضو پیشساختهای است که جنس آن فلزی یا بتنی میباشد که در دو نوع خرپایی و پیش تنیده تولید میشود و در دو مرحله تحت اثر نیرو قرار میگیرد.
الف) مرحله اول: تیرچه باید به تنهایی قادر به تحمل بار ناشی از وزن خود در هنگام حمل و نقل و همچنین بار مرده سقف در زمان اجرای سقف میباشد.
ب) مرحله دوم: پس از حصول مقاومت بتن پوششی، تکیهگاه های موقت برداشته میشوند و تیرچه به عنوان عضو کششی مقطع باید قادر به تحمل نیرو باشد.
برای پر کردن فضای خالی بین تیرچهها از بلوکهای سفالی، بتنی و یا پلی استایرن (یونولیت) استفاده میشود که صرفاً برای پر کردن فاصله بین تیرچهها (حذف بتن در ناحیهی کششی سقف) است و نقش سازه ای ندارند.
جهت جلوگیری از ورود بتن به داخل بلوکه ها، هدر رفتن بتن و سنگین شدن سقف، میبایست سوراخ های ابتدا و انتهای تیرچه را با نایلون پر کنند. امروزه بیشتر از یونولیت جهت پر کردن فاصله بین دو تیرچه استفاده میشود؛ زیرا سبب کاهش وزن، افزایش سرعت اجرا و کاهش هدر رفت مصالح میشود.
با توجه به تغییرات دمای بتن پس از خشک شدن و همچنین برای تحمل تنشهای کششی ناشی از منقبض شدن (جمع شدن یا افت) بتن که منجر به ترک خوردن سطح پوشش بتن میشود، قبل از بتن ریزی روی سطح تیرچه ها در دو جهت عمود بر هم، میلگردهایی را قرار میدهند که حداکثر فاصله بین دو میلگرد 25 سانتیمتر است.
میلگرد بالایی تیرچه در صورتی که در 5 سانتی متری بالایی تیرچه قرار گیرد به عنوان میلگرد افت و حرارت در نظر گرفته میشود. این میلگرد ها تنها مختص سقف تیرچه بلوک نیستند به طور مثال در مقاله آرماتور گذاری دال بتنی به میلگرد های افت و حرارت موجود در دال اشاره می کنیم.
بتنی با ضخامت حداقل 5 سانتیمتر پس از جای گذاری تیرچهها، بلوکها و میگرد های حرارتی ریخته شده و پس از سخت شدن بتن آن ضمن انتقال بارهای ثقلی، مانند یک دیوار برشی افقی عمل میکند. در واقع این دیوار برشی افقی 5 سانتی عملکرد دیافراگمی سقف را تحت نیروهای لرزهای تأمین میکند.
در طراحی سقف تیرچه بلوک، فرض طراح بر این است که تکیهگاه تیرچهها به صورت تکیهگاه ساده و تیرچهها دارای اتصال مفصلی با تیرهای سازه ای هستند که منجر میشود لنگر در ابتدا و انتهای تیرچه ها صفر باشد.
ولی برخلاف فرض منظور شده، با توجه به شرایط اجرایی تیرچهها (محصور شدن آن در داخل بتن تیر)، تیرچه ها در ابتدا و انتهای خود دارای اندکی گیرداری هستند (اتصال مفصلی کامل نیست)؛ لذا مقدار 15% لنگر وسط دهانه تیرچه را به عنوان لنگر انتهایی در تکیه گاه را در نظر میگیرند.
در نتیجه از یک میلگرد هم سایز با میلگرد فوقانی تیرچه که طول آن یک پنجم دهانهی آزاد تیرچه است، از تکیه گاه به طرف داخل دهانه برای تحمل لنگرهای منفی ِ تکیهگاهی در دو سر تیرچه قرار میدهند. به این میلگرد، میلگرد ممان منفی تیرچه یا در اصطلاح کارگاهی سر تیرچه گفته میشود.
برای تأمین تکیهگاه بلوک و نیز پرهیز از قالب بندی قسمت زیرین در موقع اجرا و همچنین به منظور پوشش میلگردهای پایینی تیرچه، بتن پاشنه تیرچه در کارگاه تولید آن ریخته میشود. حداقل عیار بتن پاشنه سقف تیرچه بلوک 350 کیلوگرم سیمان در مترمکعب میباشد.
برای جلوگیری از پیچش تیرهای T و برای توزیع یکنواخت بار روی تیرچه و بلوک و در محلهایی که بار منفرد موجود است، کلاف میانی در جهت عمود بر تیرچهها تعبیه میشود. کلاف میانی یا شناژ مخفی بهمنظور تأمین انسجام، یکپارچه عمل کردن و صلبیت سقف اجرا میشود.
یکی از کاربردهای مهم این کلاف، کاهش قابل ملاحظه لرزش این سقف هنگام راه رفتن، دویدن و… است. حداقل عرض کلاف میانی، برابر عرض بتن پاشنه تیرچه و ارتفاع آن برابر ارتفاع سقف است. مطابق نشریه 543 دفتر نظام فنی اجرایی در سقف تیرچه بلوک برای دهانه کمتر از 4m و بار زنده سقف کمتر از 350kg/cm² به کلاف میانی نیازی نیست.
-اگر LL ≤350kg/cm² و L ≥4m یک کلاف میانی
-اگر LL ≥350kg/cm² و L=4~7m دو کلاف میانی
-اگر L ≥7m سه کلاف میانی
منبع:
سبزسازه
عضو پیشساختهای است که جنس آن فلزی یا بتنی میباشد که در دو نوع خرپایی و پیش تنیده تولید میشود و در دو مرحله تحت اثر نیرو قرار میگیرد.
الف) مرحله اول: تیرچه باید به تنهایی قادر به تحمل بار ناشی از وزن خود در هنگام حمل و نقل و همچنین بار مرده سقف در زمان اجرای سقف میباشد.
ب) مرحله دوم: پس از حصول مقاومت بتن پوششی، تکیهگاه های موقت برداشته میشوند و تیرچه به عنوان عضو کششی مقطع باید قادر به تحمل نیرو باشد.
برای پر کردن فضای خالی بین تیرچهها از بلوکهای سفالی، بتنی و یا پلی استایرن (یونولیت) استفاده میشود که صرفاً برای پر کردن فاصله بین تیرچهها (حذف بتن در ناحیهی کششی سقف) است و نقش سازه ای ندارند.
جهت جلوگیری از ورود بتن به داخل بلوکه ها، هدر رفتن بتن و سنگین شدن سقف، میبایست سوراخ های ابتدا و انتهای تیرچه را با نایلون پر کنند. امروزه بیشتر از یونولیت جهت پر کردن فاصله بین دو تیرچه استفاده میشود؛ زیرا سبب کاهش وزن، افزایش سرعت اجرا و کاهش هدر رفت مصالح میشود.
با توجه به تغییرات دمای بتن پس از خشک شدن و همچنین برای تحمل تنشهای کششی ناشی از منقبض شدن (جمع شدن یا افت) بتن که منجر به ترک خوردن سطح پوشش بتن میشود، قبل از بتن ریزی روی سطح تیرچه ها در دو جهت عمود بر هم، میلگردهایی را قرار میدهند که حداکثر فاصله بین دو میلگرد 25 سانتیمتر است.
میلگرد بالایی تیرچه در صورتی که در 5 سانتی متری بالایی تیرچه قرار گیرد به عنوان میلگرد افت و حرارت در نظر گرفته میشود. این میلگرد ها تنها مختص سقف تیرچه بلوک نیستند به طور مثال در مقاله آرماتور گذاری دال بتنی به میلگرد های افت و حرارت موجود در دال اشاره می کنیم.
بتنی با ضخامت حداقل 5 سانتیمتر پس از جای گذاری تیرچهها، بلوکها و میگرد های حرارتی ریخته شده و پس از سخت شدن بتن آن ضمن انتقال بارهای ثقلی، مانند یک دیوار برشی افقی عمل میکند. در واقع این دیوار برشی افقی 5 سانتی عملکرد دیافراگمی سقف را تحت نیروهای لرزهای تأمین میکند.
در طراحی سقف تیرچه بلوک، فرض طراح بر این است که تکیهگاه تیرچهها به صورت تکیهگاه ساده و تیرچهها دارای اتصال مفصلی با تیرهای سازه ای هستند که منجر میشود لنگر در ابتدا و انتهای تیرچه ها صفر باشد.
ولی برخلاف فرض منظور شده، با توجه به شرایط اجرایی تیرچهها (محصور شدن آن در داخل بتن تیر)، تیرچه ها در ابتدا و انتهای خود دارای اندکی گیرداری هستند (اتصال مفصلی کامل نیست)؛ لذا مقدار 15% لنگر وسط دهانه تیرچه را به عنوان لنگر انتهایی در تکیه گاه را در نظر میگیرند.
در نتیجه از یک میلگرد هم سایز با میلگرد فوقانی تیرچه که طول آن یک پنجم دهانهی آزاد تیرچه است، از تکیه گاه به طرف داخل دهانه برای تحمل لنگرهای منفی ِ تکیهگاهی در دو سر تیرچه قرار میدهند. به این میلگرد، میلگرد ممان منفی تیرچه یا در اصطلاح کارگاهی سر تیرچه گفته میشود.
برای تأمین تکیهگاه بلوک و نیز پرهیز از قالب بندی قسمت زیرین در موقع اجرا و همچنین به منظور پوشش میلگردهای پایینی تیرچه، بتن پاشنه تیرچه در کارگاه تولید آن ریخته میشود. حداقل عیار بتن پاشنه سقف تیرچه بلوک 350 کیلوگرم سیمان در مترمکعب میباشد.
برای جلوگیری از پیچش تیرهای T و برای توزیع یکنواخت بار روی تیرچه و بلوک و در محلهایی که بار منفرد موجود است، کلاف میانی در جهت عمود بر تیرچهها تعبیه میشود. کلاف میانی یا شناژ مخفی بهمنظور تأمین انسجام، یکپارچه عمل کردن و صلبیت سقف اجرا میشود.
یکی از کاربردهای مهم این کلاف، کاهش قابل ملاحظه لرزش این سقف هنگام راه رفتن، دویدن و… است. حداقل عرض کلاف میانی، برابر عرض بتن پاشنه تیرچه و ارتفاع آن برابر ارتفاع سقف است. مطابق نشریه 543 دفتر نظام فنی اجرایی در سقف تیرچه بلوک برای دهانه کمتر از 4m و بار زنده سقف کمتر از 350kg/cm² به کلاف میانی نیازی نیست.
-اگر LL ≤350kg/cm² و L ≥4m یک کلاف میانی
-اگر LL ≥350kg/cm² و L=4~7m دو کلاف میانی
-اگر L ≥7m سه کلاف میانی
منبع:
سبزسازه
عضو پیشساختهای است که جنس آن فلزی یا بتنی میباشد که در دو نوع خرپایی و پیش تنیده تولید میشود و در دو مرحله تحت اثر نیرو قرار میگیرد.
الف) مرحله اول: تیرچه باید به تنهایی قادر به تحمل بار ناشی از وزن خود در هنگام حمل و نقل و همچنین بار مرده سقف در زمان اجرای سقف میباشد.
ب) مرحله دوم: پس از حصول مقاومت بتن پوششی، تکیهگاه های موقت برداشته میشوند و تیرچه به عنوان عضو کششی مقطع باید قادر به تحمل نیرو باشد.
برای پر کردن فضای خالی بین تیرچهها از بلوکهای سفالی، بتنی و یا پلی استایرن (یونولیت) استفاده میشود که صرفاً برای پر کردن فاصله بین تیرچهها (حذف بتن در ناحیهی کششی سقف) است و نقش سازه ای ندارند.
جهت جلوگیری از ورود بتن به داخل بلوکه ها، هدر رفتن بتن و سنگین شدن سقف، میبایست سوراخ های ابتدا و انتهای تیرچه را با نایلون پر کنند. امروزه بیشتر از یونولیت جهت پر کردن فاصله بین دو تیرچه استفاده میشود؛ زیرا سبب کاهش وزن، افزایش سرعت اجرا و کاهش هدر رفت مصالح میشود.
با توجه به تغییرات دمای بتن پس از خشک شدن و همچنین برای تحمل تنشهای کششی ناشی از منقبض شدن (جمع شدن یا افت) بتن که منجر به ترک خوردن سطح پوشش بتن میشود، قبل از بتن ریزی روی سطح تیرچه ها در دو جهت عمود بر هم، میلگردهایی را قرار میدهند که حداکثر فاصله بین دو میلگرد 25 سانتیمتر است.
میلگرد بالایی تیرچه در صورتی که در 5 سانتی متری بالایی تیرچه قرار گیرد به عنوان میلگرد افت و حرارت در نظر گرفته میشود. این میلگرد ها تنها مختص سقف تیرچه بلوک نیستند به طور مثال در مقاله آرماتور گذاری دال بتنی به میلگرد های افت و حرارت موجود در دال اشاره می کنیم.
بتنی با ضخامت حداقل 5 سانتیمتر پس از جای گذاری تیرچهها، بلوکها و میگرد های حرارتی ریخته شده و پس از سخت شدن بتن آن ضمن انتقال بارهای ثقلی، مانند یک دیوار برشی افقی عمل میکند. در واقع این دیوار برشی افقی 5 سانتی عملکرد دیافراگمی سقف را تحت نیروهای لرزهای تأمین میکند.
در طراحی سقف تیرچه بلوک، فرض طراح بر این است که تکیهگاه تیرچهها به صورت تکیهگاه ساده و تیرچهها دارای اتصال مفصلی با تیرهای سازه ای هستند که منجر میشود لنگر در ابتدا و انتهای تیرچه ها صفر باشد.
ولی برخلاف فرض منظور شده، با توجه به شرایط اجرایی تیرچهها (محصور شدن آن در داخل بتن تیر)، تیرچه ها در ابتدا و انتهای خود دارای اندکی گیرداری هستند (اتصال مفصلی کامل نیست)؛ لذا مقدار 15% لنگر وسط دهانه تیرچه را به عنوان لنگر انتهایی در تکیه گاه را در نظر میگیرند.
در نتیجه از یک میلگرد هم سایز با میلگرد فوقانی تیرچه که طول آن یک پنجم دهانهی آزاد تیرچه است، از تکیه گاه به طرف داخل دهانه برای تحمل لنگرهای منفی ِ تکیهگاهی در دو سر تیرچه قرار میدهند. به این میلگرد، میلگرد ممان منفی تیرچه یا در اصطلاح کارگاهی سر تیرچه گفته میشود.
برای تأمین تکیهگاه بلوک و نیز پرهیز از قالب بندی قسمت زیرین در موقع اجرا و همچنین به منظور پوشش میلگردهای پایینی تیرچه، بتن پاشنه تیرچه در کارگاه تولید آن ریخته میشود. حداقل عیار بتن پاشنه سقف تیرچه بلوک 350 کیلوگرم سیمان در مترمکعب میباشد.
برای جلوگیری از پیچش تیرهای T و برای توزیع یکنواخت بار روی تیرچه و بلوک و در محلهایی که بار منفرد موجود است، کلاف میانی در جهت عمود بر تیرچهها تعبیه میشود. کلاف میانی یا شناژ مخفی بهمنظور تأمین انسجام، یکپارچه عمل کردن و صلبیت سقف اجرا میشود.
یکی از کاربردهای مهم این کلاف، کاهش قابل ملاحظه لرزش این سقف هنگام راه رفتن، دویدن و… است. حداقل عرض کلاف میانی، برابر عرض بتن پاشنه تیرچه و ارتفاع آن برابر ارتفاع سقف است. مطابق نشریه 543 دفتر نظام فنی اجرایی در سقف تیرچه بلوک برای دهانه کمتر از 4m و بار زنده سقف کمتر از 350kg/cm² به کلاف میانی نیازی نیست.
-اگر LL ≤350kg/cm² و L ≥4m یک کلاف میانی
-اگر LL ≥350kg/cm² و L=4~7m دو کلاف میانی
-اگر L ≥7m سه کلاف میانی
منبع:
سبزسازه
دستهها، آخرینها، آمار و ابزارهای کاربردی در یک نگاه.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید